آیا جهاد تنها دفاعی است؟ آیا اسلام با شمشیر انتشار یافت؟ (پاسخی غیر اعتذاری)

آیا اسلام با شمشیر انتشار یافت؟ آری! و خیر.

اسلام از راه های گوناگونی همچون بازرگانی، دیپلماسی، تبلیغ و همچنین فتوحات نظامی یا آنچه که از آن تحت عنوان جهاد طلب یا جهاد تهاجمی (ابتدایی) یاد می شود انتشار یافت. بزرگترین توسعه فرمانروایی اسلام در صده ای که پیامبر ﷺ و همچنین خلفای راشدين در آن می زیستند رخ داد.

با این وجود بر خلاف فتوحات نظامی دیگر ادیان همچون هندویسم و نصرانیت، فاتحان مسلمان مردم سرزمین های فتح شده را به زور شمشیر به پذیرش اسلام مجبور نمی کردند. بلکه آنها همچون أهل الذمة یا ذمي، که به معنای مردم حفاظت شده است، شناخته می شدند. آن ها مجبور نبودند که به زور شمشیر اسلام را بپذیرند.

می توانیم موضوع اهل ذمه را در بحثی دیگر واکاوی کنیم با این حال نکته ی اصلی این است که اسلام از طریق فتوحات نظامی نیز انتشار یافت و جهاد تنها دفاعی نیست. بلکه می تواند تهاجمی نیز باشد.

اما آیا این کاملا غیر اخلاقی نیست؟ آیا این کاملا وحشیانه و مخالف با آزادی آیین و مذهب نیست؟

اجازه دهید سوالی از شما بپرسيم.

آیا با کنوانسیون ژنِو موافقید؟ آیا اعلامیه جهانی حقوق بشرِ ملل متحد را می پذیرید؟ آیا می پذیرید که سازمان های بین المللی حق تحمیل برخی استانداردهای عدالت را بر تمامی جهان دارند؟

اگر جواب شما به این سوالات ’آری‘ است، بایستی بدانید که شما در حقیقت به آزادی آیین و مذهب باوری ندارید. ممکن است فکر کنید که شما بدان باور دارید در حالی که این تنها به این خاطر است که وقتی شما واژه ’دین‘ به گوشتان می خورد، چیزهایی همچون نصرانیت، یهودیت، اسلام، هندویسم و یا بودیسم به ذهن شما تداعی می شود.

اما چرا ما به دین در معنای وسیع آن فکر نمی کنیم؟ مگر دین چیزی جز مجموعه ای از ارزش ها و باورها در خصوص طبیعت و جهان، خوب و بد و وضعیت بشر است؟
اگر ما دین را در این معنای وسیع تعریف کنیم، آن گاه چیزهایی همانند کنوانسیون ژنِو یا اعلامیه حقوق بشر یا این استانداردهای متفاوت بین المللی را می توان چنان تصور نمود که نوعی ’دین با نامی دیگر‘ را بنمایانند.

برای شفافیت بیشتر، بگذارید برای این دین مدرن که توسط اعلامیه حقوق بشرِ ملل متحد، کنوانسیون ژنِو و دیگر استانداردهای سکولار مدرنِ تحمیل شده بر جهان نمایانده می شوند نامی انتخاب کنیم. بگذارید این دین را فرستورلدیسم (جهانِ اول گرایی) بنامیم.
این نامی کاملا درخور است زیرا جهان اول غالبا خود را بهتر، روشنفکرتر و متمدن تر می پندارد که بار متمدن ساختن و توسعه دادن بقیه جهان از طریق این ارزش ها و استانداردهای خوب و بد و عدالت را به دوش می کشد. پس بگذارید آن را همان فرستورلدیسم بنامیم.
کمی پیش تر را به خاطر بیاورید که شما احتمالا گفته اید که کنوانسیون ژنِو و اعلامیه جهانی حقوق بشر و دیگر موارد را پذیرفته اید! در واقع این بدین معنی است که شما طرفدار و معتقد به دین فرستورلدیسم هستید و نه تنها اینکه شما به این دین باور دارید بلکه شما همچنین فکر می کنید که این دین باید با شمشیر انتشار یابد. اگر اجبار و زور نباشد، چگونه ملل متحد می توانند اطمینان حاصل کنند که کشورها از این مقررات پیروی می کنند؟ بنا به تعریف برای تحمیل و پیاده سازی قانون اجبار و زور لازم است.

فرستورلدیست ها راهی بسیار خاص برای انتشار دین خود در سراسر جهان دارند. گاهی اوقات این انتشار از طریق آنچه روحانیون دین فرستورلدیسم ’تحریمات دیپلماتیک‘ می خوانند صورت می گیرد. از این طریق آن ها ملت های ناباور را گرسنگی داده و از غذا و دارو محروم می کنند و آنان را به رنج و سختی می کشانند تا اینکه تسلیم شوند.

اگر گرسنگی دادن باعث تسلیم ناباوران نشود، آن گاه روحانیون عالی مقام، آخوندهای فرستورلدیسم، خواستار اقداماتی شدیدتر می شوند که در واژگان آن ها از آن تحت عنوان ’دخالت نظامی‘ یاد می شود. این همان جنگ مقدس فرستورلدیسم است. مهم نیست چه واژگانی به کار می برید ناباوران به فرستورلدیسم نهایتا به دلخواه یا به زور شمشیر تسلیم می شوند. به این دلیل است که دین فرستورلدیسم بر جهان سیطره پیدا می کند. این مشتی آهنی است که همه را همراه نگاه می دارد. کتاب مقدس فرستورلدیسم از طریق رسانه، موزیک، فیلم ها و کتاب ها به گوشه و کنار جهان ابلاغ می شود. فرستورلدیسم مبلغانی نیز دارد. آن ها سازمان های غیر دولتی هستند که به تمام کشورهایی که نیاز دارند به ایدئولوژی فرستورلدیسم آگاهی پیدا کنند وارد می شوند. دین رسمی تمامی دانشگاه ها کم و بیش همان فرستورلدیسم است.
اما علی رغم این همه کنترل و قدرت، مهم ترین چیز در مورد فرستورلدیسم این است که تمام جهان را متقاعد کرده است که خود وجود خارجی ندارد.

اصول فرستورلدیسم مترادف با نیکی هستند، مترادف با عدالت هستند طوری که هواداران و معتقدان به فرستورلدیسم حتی نمی دانند که از یک دین بسیار خاص تبعیت می کنند، یک الهیات و برداشت ویژه از خوب و بد و ماهیت بشر. فرستورلدیست ها بر این باورند که تمامی ارزش ها و باورهای آن ها جهان شمول هستند. فرستورلدیست ها حتی نمی دانند که مردمان بسیاری در سراسر جهان هستند که به ارزش ها و برداشت آن ها از جهان و ماهیت و حقوق بشر باور ندارند. با این وجود، ناباوران به فرستورلدیسم انتخابی ندارند. یا باید تسلیم شوند یا بمیرند.
بر این اساس، چه تفاوتی بین فرستورلدیسم و اسلام در انتشار ارزش ها و باورها در سراسر جهان از طریق اجبار و زور وجود دارد؟
فرستورلدیست ها در واقع با انتشار مقررات و قوانین از طریق اجبار و زور مخالف نیستند. مخالفت تنها با انتشار اسلام به این شیوه است. این تنها همون نمونه ی ریاکارانه ی ’برای من خوب است، نه برای تو‘ است. روحانیون عالی مقام فرستورلدیسم با حیله مردم را به این فکر واداشته اند که آن ها در انتشار ارزش های خود از زور و اجبار بهره نمی گیرند در حالی که اسلام از زور و اجبار برای انتشار ارزش های خود بهره می گیرد.

اما واقع امر این است که آن همان چیز است.

تنها تفاوت موجود در این است که فرستورلدیست ها چنین می پندارند که دین آن ها و شریعت آن ها تجلی حق و عدالت است در حالی که مسلمانان می دانند که حقیقت امر این است که دین آن ها تجلی حق و عدالت است. با این حال اثبات این مسئله از حوصله ی این بحث خارج است و موضوع بحث نیز این نیست. موضوع این بحث این است که جهاد تهاجمی در واقع امر با آنچه در جهان کنونی عملکرد استاندارد در نظر گرفته می شود تفاوتی ندارد. در حقیقت تنها دین دیگری به صورتی تهاجمی در حال انتشار است.

اما تفاوت عمده ای بین جهاد تهاجمی در اسلام و آن نوعی از مداخله گری که در فرستورلدیسم می یابیم وجود دارد. از نقطه نظر تاریخی، وقتی اسلام از طریق فتوحات نظامی در مناطق مختلف جهان انتشار یافت، آن مناطق و شهرها به مراکز شکوفایی تفکر، فرهنگ و ادبیات اسلامی و چه بسا بیش تر تبدیل شدند. مسلمانان عراق را فتح کردند و بغداد به پایتخت جهان اسلام تبدیل شد. مسلمانان فارس را فتح کردند و در نتیجه آن برخی از بزرگترین علمای اسلام از آن جا ظهور کردند. اسلام مصر را فتح نمود و مصر به مرکز یادگیری تبدیل شد و یکی از بزرگترین دانشگاه ها در تمام تاریخ جهان، دانشگاه الازهر، از مصر برخواست.

با این حال، وقتی فرستورلدیسم در جهان انتشار می یابد، زمانی که آزادی و برابری فرستورلدیسم به دیگر کشورهای جهان سومی و فقیر جهان صادر می شود، آن کشورها شکوفا نمی شوند بلکه در هم خشکیده می شوند.
حال، اعتراضی ممکن است مطرح گردد، برخی ممکن است ادعا کنند که خواهان این نیستند که هیچ یک از ارزش های آن ها در جهان انتشار یابد و این که به کنوانسیون ژنِو و یا اعلامیه جهانی حقوق بشرِ ملل متحد و دیگر موارد باوری ندارند. از آنان می پرسیم، آیا آن ها می پذیرند که در کشوری که اقلیتی مورد ظلم و کشتار واقع می شود نباید هیچ مداخله ای صورت گیرد؟ اگر کشوری وجود داشته باشد که به طور نظام مند زنان، کودکان یا نژاد خاصی را مورد ظلم قرار می دهد، آیا فکر نمی کنند با آن کشور باید مقابله نمود و آن ظلم باید متوقف شود؟ اگر این چیزی است که آن ها فکر می کنند، در آن صورت بدان ها بایستی گفت این چیزی که بدان فکر می کنید کاملا غیر منطقی و غیر اخلاقی است.

اگر شخص به نیکی و عدالت باور دارد بایستی خواهان انتشار آن باشد. با این حال، سوالی که پیش می آید این است که نیکی چیست؟ عدالت چیست؟ این به نوبه ی خود بحثی است که در مورد آن می تواند گفتگو صورت گیرد. با این حال شخص با این دیدگاه که آن بایستی انتشار یابد و اینکه قوانین و استانداردهای عدالت بایستی تحمیل و پیاده شوند مخالف نخواهد بود و همانطور که ذکر شد هر آنچه تحمیل و پیاده می شود نیاز به اجبار و زور دارد.
بدین شیوه ما به این سوال در خصوص جهاد تهاجمی در اسلام بدون تنازل کردن از باورهای اسلامی خود یا متهم کردن علماء و تاریخ اسلامی خود می پردازیم.

MuslimSkeptic Needs Your Support!

2 COMMENTS

  1. Thank you for posting in Farsi. I would like to share more of your articles with my Afghan family. Please convert more of your posts into Farsi in the future. Salaam

  2. Make a video about how Mr waatwaaa is corrupting muslims, in his latest video he says that you should not quit working in the Haram, and even if you inspire to be the best Shisha place. you need to do the best you can

LEAVE A REPLY

Please enter your comment!
Please enter your name here